واژگان مربوط به متن ARCHETYPE (صفحه های 4و5)

بیش از 100 واژه

کهن˚الگو

archetype

نظریه

theory

نشئت گرفتن، سرچشمه گرفتن

derive from

دانشکده

school

تطبیقی

comparative

مردم شناسی

anthropology

زرّین، طلایی

golden

شاخه ی کلفت، شاخه ی اصلی

bough

یافتن، دنبال کردن

trace

اساسی

elemental

الگو، قالب

pattern

اسطوره، افسانه

myth

آیین، آداب

ritual

ادعا کردن

claim

تکرار شدن

recur

افسانه

legend

مراسم

ceremonial

گسترده

diverse

فرهنگ

culture

ژرفا، دل [از دلِ چیزی برآمدن]

depth

روان شناسی

psychology

به کار بردن

apply

اصطلاح

term

ازلی، نخستین

primordial

تصویر، انگاره

image

روانی

psychic

پس مانده

residue

باستانی

ancient

نیا، جد

ancestor

به ارث رسیدن

inherit

ناخودآگاه جمعی

collective unconsciousness

نوع بشر

human race

بیان کردن، نمود یافتن

express

دین

religion

شخصی

private

خیال، تخیل

fantasy

نقد ادبی

literary criticism

ظهور، بروز، پدید آمدن

appearance

شعر

poetry

طرح، طراحی

design

قابل شناسایی

identifiable

حتی

even

آیینی شده

ritualized

شیوه

mode

رفتار اجتماعی

social behavior

شباهت، همانندی

similarity

پدیده ها

phenomena

بازتاباندن،انعکاس دادن

reflect

جهانی

universal

ابتدایی، بدوی

primitive

تجسم

embodiment

برانگیختن

evoke

بنیادین، پیچیده، ژرف

profound

پاسخ

response

منتقد

critic

حذف کردن، کنار گذاشتن

drop

غیرضروری

unnecessary

فرضیه

hypothesis

مکرّر

recurrent

بی چون و چرا

simply

در میانِ

among

برجسته

prominent

متخصص

practitioner

گوناگون

various

بی نظیر، چشم گیر

remarkable

اثرگذار، مؤثّر

influential

تشریح، کالبدشکافی

anatomy

رویکرد

approach

بنیادین

radical

کلّی

inclusive

نسخه ی تجدیدنظر شده

revision

استوار بودن بر پایه ی

ground

شیوه

practice

قصد داشتن

tend to

تأکید کردن

emphasize

شالوده ی چیزی قرار دادن

underlie

اسطوره ای، افسانه ای، اساطیری

mythical

فرض

assumption

نزدیک تر

closer

فرآورده، دست آورد

product

فرهیخته، کارکُشته

sophisticated

وابسته بودن

associate

مرگ-تجدید حیات

death-rebirth

درون مایه

theme

چرخه

cycle

فصل (سال)

season

طبیعی

organic

آگاه کردن

inform

قربانی کننده؟

sacrificial

دوباره زنده شدن

reborn

انبوهی از

a multitude

کتاب مقدّس

the Bible

کمدی الاهی

Divine Comedy

شعر

rime[=rhyme]

ملوان

mariner

محدود

limited

مکرّراً

frequently

سفر

journey

زیرزمینی

underground

آسمانی

heavenly

عروج

ascent

بهشت و دوزخ

Paradise-Hades

وابسته به پرومیتوس [در افسانه های یونان]

Promethean

قهرمان شورشی

rebel-hero

الاهه

goddess

[مربوط به] سرنوشت

fatal

 

کهن˚الگو

نظریه ی ادبیِ «کهن˚الگو» از سویی از دانشکده ی مردم شناسیِ تطبیقیِ دانشگاهِ کمبریج نشئت گرفت که اثرِ اساسی در این زمینه «شاخه ی زرّین» (1890-1915) نوشته ی ج.گ. فریزر است. این کتاب، الگوهای اساسیِ اسطوره ها و آدابی را که در افسانه ها و مراسمِ فرهنگ های گوناگون تکرار می شوند ، – چُنان که خود ادّعا می کند- یافته است.

از سوی دیگر، این نظریه از دلِ روان شناسیِ س.ج. یونگ برمی آید که اصطلاح ِ «کهن˚الگو» را برای «انگاره های ازلی» و «پس مانده های روانیِ» انواعِ تجربه های تکراری در زندگیِ نیاکانِ باستانی به کار برد. از دیدگاهِ یونگ، این انگاره ها در «ناخودآگاهِ جمعی» به نوعِ بشر به ارث رسیده است و در اسطوره ها، دین، رؤیا ها و تخیّلاتِ شخصی و هم چنین در آثارِ ادبی نمود می یابد.

این اصطلاح در نقدِ ادبی به ویژه از زمانِ پدید آمدنِ کتابِ «قالب های کهن˚الگویی در شعر»(1934) نوشته ی «ماود بودکین» بسیار به کار می رود. در نقدِ ادبی، اصطلاحِ «کهن˚الگو» درباره ی طرح های روایی، گونه های شخصیتی یا انگاره هایی که در آثار ادبیِ گوناگون و هم چنین اسطوره ها، رؤیا ها و حتی شیوه های آیینی شده ی رفتارِ اجتماعی قابل شناسایی اند، به کار می رود. شباهت های میانِ این پدیده های گوناگون به منظورِ انعکاسِ مجموعه ای از قالب های جهانی، ابتدایی و اساسی – که تجسّمِ اثرگذارِ آن در هر اثرِ ادبی، پاسخی بنیادین را از سوی خواننده  بر می انگیزد – حفظ شده اند.

برخی منتقدانِ کهن˚الگویی، نظریه ی «ناخودآگاهِ جمعیِ» یونگ را کنار گذاشته اند. به گفته ی «نورتروپ فرای» این نظریه، «فرضیه ای غیر ضروری» است و قالب های کهن˚الگوییِ مکرّر، بی چون و چرا وجود دارند ؛«به هر گونه ای که باشند».

در میانِ متخصّصانِ برجسته ی گونه های مختلفِ نقدِ کهن˚الگویی، افزون بر ماود بودکین، نامِ گ. ویلسون نایت، رابرت گریوز، فیلیپ ویلرایت، ریچارد چیس و جوزف کمبل به چشم می خورد.

نورتروپ فرای، در کتابی بی نظیر و بسیار اثرگذار به نامِ «تشریحِ نقد» (1957)، رویکردِ کهن˚الگویی را به نسخه ای تجدیدنظر شده، بنیادین و کلّی که برپایه ی نظریه ی ادبیات و شیوه ی نقدِ ادبی استوار است، تبدیل کرد.

به دلیلِ این که همه ی این منتقدان برآن اند که بر بنیادین بودنِ الگوهای اسطوره ای در ادبیات تأکید کنند، با فرضِ این که اسطوره ها - نسبت به دستاوردهای هنریِ نویسنده های فرهیخته و کارکُشته ی آثارِ ادبی- به کهن˚الگوهای اساسی نزدیک ترند، نقدِ کهن˚الگویی معمولـاً به نقدِ اسطوره ای وابسته است. درون مایه ی «مرگ- تجدیدِ حیات» اغلب، کهن˚الگویِ کهن˚الگوهاست و برای استوار ماندن در چرخه ی فصل ها و چرخه ی طبیعیِ زندگیِ بشری حفظ می شود. گفته شده که این الگو، ما را از آیین های ابتدایی چون پادشاهِ قربانی شونده، اسطوره های خدایی که برای دوباره زنده شدن می میرد و انبوهی از آثارِ ادبیِ گوناگون شاملِ کتابِ مقدّس، کمدیِ الاهیِ دانته، و «شعرِ ملوانِ باستانی» نوشته ی کالریج آگاه می کند.

در میانِ همه ی درون مایه های کهن˚الگویی، انگاره ها و شخصیت هایی که مکرّراً در ادبیات یافت می شوند – به گونه ای محدود- عبارت اند از: سفر به زیرِ زمین، عروجِ آسمانی،و جست و جوی پدر؛ تصویر بهشت و دوزخ؛ قهرمانِ شورشیِ وابسته به پرومیتوس؛ الاهه ی زمینی و زنِ سرنوشت.


منبع   :    تارنگار پارسی منوچهر فروزنده فرد